| واژه | توضیح | واژههای نزدیک | در زبان انگلیسی |
| اَبَررسانایی | از مصدر «رساندن» ساخته شده که در این واژه به معنی
رساندن جریان الکتریکی است. پیشوند «اَبَر» نشان میدهد مادهٔ مورد نظر ویژگی رساندن جریان را فراتر از حالت عادی دارد. | رسانا، نارسانا، ابرشارگی، ابرتقارن | superconductivity |
| گشتاور | گشتاور در اصطلاح دینامیک به کمیتی
گفته میشود که باعث چرخیدن اجسام میشود و میبینیم که
به خوبی با مصدر گشتن یا گردیدن رابطه دارد. میگوییم «گشتاور
جسم را میگرداند.» | گرداندن، گردش | torque |
| نمودار | از مصدر نُمودن به معنی نشاندادن و آشکارکردن؛ شکلی که رابطهٔ بین دو یا چند کمیت را به ما مینمایاند. | نمایش، نمایان | graph |
| چرخزاد | چرخزاد یا سیکلوئید به
مسیر هندسیای گفته میشود که یک نقطه روی محیط چرخ درحالغلتش از خود به
جا میگذارد. در واقع حرکت روی مسیر چرخزاد یک حرکت دایرهای است
که سرعت ثابتی در یک جهت به آن افزوده شده است. | چرخ، چرخیدن | cycloid |
| سیملوله | در مدارهای الکترونیکی، به رشتههای سیمی که روی استوانهای پیچیدهاند گفته میشود؛ سلونوئید. | سیم، لوله، سیمپیچ، پیچه | solenoid |
| گرانروی | گِرانرَوی
یا ویسکوزیته نشاندهندهٔ مقاومت یک شاره در برابر حرکت است. نوعی ضریب
اصطکاک، ولی برای مایعات و گازها. شارهای که ضریب گرانرویاش بالاست،
گران (سنگین) میرود. | مایع گرانرو (مثل عسل) | viscosity |