|
ببر مازندران
وقتی نام ببر در ایران برده می شود
بی اختیار هر ایرانی وطن دوستی ببر مازندران را به یاد می آورد.
سلطان گربه سانان ایران..ببر ایران امروز به افسانه ها پیوسته
است.به روزگارانی نه چندان دور در پهنه ای به وسعت جنگل ها و بیشه
زارهای گیلان و مازندران از آستارا تا نواحی ترکمن صحرا ببر ایران
قدرت بلامنازع محسوب می شد. عملکرد ناصواب آدمیان در آن وسعت
پهناور چنان عرصه را بر این گربه بزرگ ایران زمین تنگ کرد و قلمرو
زیستی او را محدود نمود که ناچار به ترک بوته زارها و نیزارها
شد(محیط زیست طبیعی و مورد علاقه ببر که توسط انسان ها نابود شد).
هیچ از خود سوال کردید چه بلایی بر سر این حیوان زیبا آمده است؟
اگر چندین دهه قبل را مجسم کنید در آن زمان دشت های مازندران را
جنگل های دشتی می پوشاند و به سختی می توانستیم آسمان را شاهد
باشیم ولی حالا نیزارهای گرگان را خشکانیده ایم و اراضی را به
کشتزار تبدیل نمودیم ناآگاهانه تیشه به ریشه زیستگاه زدیم خلاصه
اینکه ببری که در زمان زیمان می بایست در این نیزارها زیست نماید
تا توله آن از گزند مورچه ها در امان باشد با از بین رفتن این
نیزارها نتوانست به حیات خود ادامه بدهد و نسل آن از بین رفت. کوچ
اجباری این جانور بزرگ به ارتفاعات جنگلی رقابتی نابرابر در میان
او و سایر گوشتخواران جنگل های مرتفع ایجاد کرد چرا که گوشتخواران
دیگر به نوع شکار در جنگل های انبوه و مرتفع عادت داشتند و طبیعتاً
در سفره مشترک شکار یعنی چرندگان (به ویژه گراز که غذای اصلی ببر
بود) نصیب و بهره اصلی آن رقیبان بود. نسل ببر که از زیستگاه اصلی
خود به تدریج عقب نشینی کرده بود از سویی به علت شکار بی رویه در
معرض خطر بود و از طرف دیگر به دلیل حمله گاه و بی گاه به گاو و
گوسفندان روستاییان به دلیل گرسنگی، بغض و کینه صاحبان احشام تلف
شده متوجه ببر مازندران می شد آنان با طعمه های سمی موجب هلاکت
تعداد اندک باقیمانده از گروه بزرگ ببرها شدند.
این "گربه" بزرگ و زیبای ایرانی بیش از 40 سال است که به احتمال
نزدیک به یقین نسلش در ایران منقرض شده است. گرچه هر از چند گاه
خبر برخورد با ببردر بیشه های مازندران در بین ساکنان برخی
روستاهای آن خطه امیدی را در دلها زنده میکند, افسوس که هیچ رد ,
اثر یا نشانی که دال بر مستند بودن این خبرها باشد بدست نیامده و
متاسفانه این نوع اخبار را میتوان تنها بعنوان خطای دید و یا شایعه
تلقی کرد. زنده یاد کریم کشاورز در کتاب تاریخ گیلان وقتی ددان
موجود در شمال را برمی شمارد ببر هم جزو آنهاست. و کتاب فوق در سال
1347 شمسی به چاپ رسیده است. یعنی 40 سال پیش هنوز ببر در جنگلهای
شمال ایران وجود داشت, و یا اینکه تازه منقرض شده و کسی از این
فاجعه محیط زیستی با خبر نبوده. درباره آخرین ببرهای مازندران که
دیده شده دو روایت وجود دارد که هر دو غم انگیز است, اولی ببری است
که در سال 1332 در بیشه ای نزدیک و مشرف به روستای آق قمیش در ۱۰
کیلومتری شرق کلاله بر سر راه مینو دشت ــ بجنورد، توسط شکارچی
حرفه ای به نام سروان احمد هنرور شکار شد. احمد میرزاده, شاعر و
نویسنده نوجوانان, در کتابی به نام " ببرها هنوز نعره مى کشند"
درباره این ماجرا نوشته است. و دومی در سال 1338 ببری با رنگ حنایی
مایل به قرمز با خطوط پهن سیاهرنگ در ارتفاعات جنگلی شمال ایران
توسط یک شکارچی محلی کشته شد.
مشخصات ببر ایرانی یا
ببر مازندران با نام علمی(Panthera tigris virgata) به این شرح
است:
رنگ پشت و پهلوی ببر ایرانی زرد متمایل به نارنجی با نوارهای باریک
و قهوه ای می باشد و زیر بدن یعنی شکم و سینه سفید رنگ است. پشت
گوش ها سیاه بوده لکه سفیدی در وسطش دیده می شود. از ببر ایران که
زیستگاه اصلی اش دامنه شمالی رشته کوه البرز بوده است با نام ((
ببر خزر )) یا ((ببر مازندران)) در سفرنامه ها و کتب تاریخی و ادبی
یاد شده است. ببر ایرانی شباهت زیادی به پسر عموی بنگالی خود دارد
ولی نوارهای قهوه ای دور بدنش یه پهنی نوارهای ببر بنگال نیست (
البته تعداد نوارها در ببر ایرانی بیشتر است) همچنین رنگ پهلو ها
در ببر ایرانی تیره تر (قهوه ای تر ) می باشد.
موهای بدن ببر مازندران بخصوص در زمستان رشد زیادی دارد و موهای
صورت او مانند ببر سوماترا بلند است. طول بدن ببر مازندران ۱۴۰ تا
۲۸۰ سانتیمتر می باشد و اندازه دم این حیوان بین ۶۰ تا ۹۰ سانتیمتر
است.(دو گزارش هم درباره اندازه ببر ایرانی وجود دارد یکی از منطقه
لنکران که طول بدن این حیوان را ۲۵۹ و ۵/۲۸۹ سانتیمتر ذکر شده است)
غذای ببر خزر مرال، گوزن، گراز، شوکا، گربه وحشی، خرگوش، پرندگان و
خزندگان و در مواقع گرسنگی و عدم دسترسی به شکار طبیعی گاو و
گاومیش اهلی بوده است. جفت گیری این جانور احتمالاً در زمستان بوده
دوره آبستنی تقریباً ۱۰۵ روز به طول می انجامد و در هربار زایمان
دو تا سه و گاهی ۶ بچه به دنیا می آمد. بچه ها در ۴ سالگی بالغ می
شوند (طول عمر ببر در اسارت ۳۰ سال می باشد) ببر مازندران هم به
مانند سایر گوشتخواران بیشتر هنگام طلوع و غروب آفتاب و شب ها
اقدام به شکار می کرد. تصویر زیر مربوط به ببر مازندران در سال
1912 میلادی میباشد. این تصویر توسط سربازان روسی گرفته شده که در
بخشهای خراسان و گرگان این ببر را شکار کرده بودند. برخی از
کارشناسان این تصویر را متعلق به ببر مازندران نمی دانند و استنباط
آنها ظاهر ببر و تفاوتهای تئوریک با ببر مازندران را دلیل قرار
میدهند ولی تاکنون مدرکی دال بر رد این تصویر وجود نداشته است. این
تصویر در بسیاری از سایتهای روسی دیده میشود و محل شکار را در
خراسان شمالی و گاهی نیز در مناطق گرگان ذکر کرده اند.
http://seyyed-ahmad-mirzade.persianblog.ir
پلنگ و یوزپلنگ مازندران
گوزن زرد و گوزن مارال (محلی
شوکا)
در سال 1337، 2رأس از اين
جانور به باغ وحش اپل در آلمان منتقل شدند و 6 رأس ديگر در سال
1342به دشت نازساري انتقال يافتند. در نتيجه مراقبتهاي انجام شده
تعداد گوزنها افزايش يافت و به اين ترتيب گونهاي كه بيم نابودي
كامل آن ميرفت، نجات يافت.
در دو دهه اخير نيز تعدادي گوزن زرد از دشت ناز به جزيره اشك در
درياچه اروميه و تعدادي نيز به بيشههايي در خوزستان انتقال داده
شدهاند.
اما به دليل اينكه تمام گوزنهاي موجود از نسل 6گوزن منتقل شده به
دشتناز هستند، اين نگراني وجود دارد كه اختلالات ژنتيكي در
گوزنها پيدا شود. براي حفظ نسل اين جانوران بايد تعدادي گوزن از
مناطق طبيعي زندهگيري شود تا در كنار گوزنهاي پرورش يافته به
طرق غيرطبيعي به توليدمثل بپردازند. گوزن زرد ايراني با رنگ زرد
متمايل به آجري و خالهاي سفيد، پستاندار بسيار زيبايي است كه شاخ
آن در پايان هر سال از اوايل اسفند به بعد ميافتد و شاخ جديد
بلافاصله رشد ميكند و در تابستان تكميل ميشود.
---------------
گوزن مارال كه بيشتر در مازندران
ديده شده، به بزرگي گاو است و بيش از صد كيلوگرم وزن دارد. گوزن
زرد نيز از مارال كوچكتر است اما جثه گوزن شوكا، تقريبا به اندازه
يك ببر نابالغ بوده و حدود 15كيلوگرم وزن دارد.شوكا كه در عمق
جنگلهاي بلوط ناحيه بوزين مرخيل در منتهياليه شمال استان
كرمانشاه زندگي ميكند، جانوري مرموز و شبگرد است و ويژگيهاي خاص
او از جمله جثه كوچك، جمعيت كم و شبفعالي، آن را در ميان ساير
گونههاي گوزن، منحصربهفرد كرده است.شوكا كه به نام گوزن
«مينياتوري» نيز خوانده ميشود، از نظر فراواني- در مقايسه با ساير
گونههاي گوزن- در تعداد كمتري در ايران ديده شده است.
شوكا بسيار زيباست. رنگ آن قهوهاي روشن و در ناحيه زير شكم،
روشنتر از قسمتهاي ديگر است. مادههاي اين گونه شاخ ندارند و
نرها، شاخهاي كوچك منشعب دارند. اين گوزن زيبا در هر سال يك نوزاد
به دنيا ميآورد اما در شرايط آبوهوايي مساعد، امكان دوقلوزايي آن
نيز وجود دارد. دوره وضع حمل شوكا 5 تا 6ماه است و بچههايش در
هنگام تولد، روي بدن خود خالهايي دارند كه با رسيدن به بزرگسالي
از بين ميرود و جاي آن را رنگ قهوهاي يكدست ميگيرد. شوكا
حيواني علفخوار و نشخواركننده است و مهمترين دشمنان او پس از
انسان، حيوانات گوشتخوار هستند. به علت حلالبودن گوشت اين
گوزن كوچك، شكار غيرمجاز، بزرگترين خطر براي ادمه حيات شوكا محسوب
ميشود.
شوكا در عين آسيبپذيري، نسبت به اطراف و محيط خود، بسيار هوشيار
است و به سرعت متوجه هرگونه خطري ميشود، به طوري كه يك جفت شوكا،
هنگام خواب به گونهاي قرار ميگيرند كه پشتشان به هم و رويشان به
محيط اطراف باشد. اين حيوان، هنگام خطر صداي خاصي از خود بروز
ميدهد كه ميتواند همجنسانش را از وجود خطر آگاه كند. برآورد
دقيقي از تعداد شوكاها در جنگلهاي كرمانشاه - كه زيستگاه اصلي اين
جانور است - وجود ندارد اما بنا بر آخرين مشاهدات، جمعيت آن از 60
مورد در جنگلهاي بلوط بوزين مرخيل، تجاوز نميكند.
خرس مازندران
این خرسها از گونه خرسهای قهوه ای
هستند و در دامنه های البرز زندگی می کنند
مشخصات: طول 1.24-2.5 متر وزن 450-816
کیلو گرم
گاو محلی شاخدار
عکسی از گاو محلی (شاخ و کوهانشو
داشتی!)
ماهیان استان
خاویار؛ سفید، کفال،کپور، کیلکا، ،
پرندگان استان
|