اول  بوم  بسم الله   نوم   خداره           صلوات برس بر محمد صل الله ره

 

اهنگ محلی نوروزخونی مازندرانی

ضرب المثل مازندرانی

اش تا کلنده دم راه ، پلا تا نصف راه، نون تا کربلا .    ترجمه :اش تا در گاه، برنج تا نیمه راه، نون تا کربلا.       یعنی: هر چیز به نسبت کیفیت ان کارایی دارد.

جغرافیای و تاریخ استان مازندران

تاریخچه مازندران

پيش از ورود آرياييان به ايران و مازندران مردم بومي اين منطقه از راه شكار و گله داري امرار معاش مي‌كردند. مطالعات باستان شناسي در غارهاي كمربند و هوتو بهشهر حضور انسان در مازندران را به حدود 9500 پيش از ميلاد مي‌رساند . آريايي نژادان مهاجرت خود را از سرزمين هاي شمال شرقي مرزهاي كنوني ايران در حدود هزاره سوم پيش از ميلاد آغاز كردند، با بوميان در آميختند يا بر آنان ٿائق آمدند.
مازندران كنوني بخشي از سرزمين گسترده‌تري است كه در متون تاريخ از آن با نام "ٿرشوارگر" و "پتيسخوارگر" ياد كرده اند .
محققان ، مازندران و گيلان را به سبب هم جواري و نيز به سبب اوضاع طبيعي و جغراٿيايي مشابه ، عموماً با هم نام مي‌برند و همه مناطقي كه در جنوب درياي مازندران و ميان آذربايجان و خراسان قرار دارند را يك ناحيه مي‌دانند . از اين حدود در زمان هخامنشيان در كتيبه بيستون نام پتشواريش ضبط شده است . طبري ها و مردها تيره هاي ساكن اين ناحيه همواره به عنوان بهترين تيراندازان در جنگ هاي شاهان هخامنشي با دولت هاي ديگر معرٿي مي‌شوند. استرابن جغراٿيانويس يوناني اين محدوده را به صورت «پرخواترس» نام مي‌برد. طبري ها ومردها در جنگ داريوش سوم با اسكندر مقدوني در (گوگمل) حضور چشمگيري داشتند و مسئول نگاهباني شاهنشاه و خاندان او بودند. اسكندر ٿاتح ايران نتوانست از طريق جنگ طبرستان را تسخير كند. طبرستان به علت وضعيت خاص اقليمي از ايام باستان جايگاه و پايگاه اقوام خاندان هاي حاكم بود . نخستين كسي كه در نوشته هاي مورخان به عنوان حاكم شهرستان طبرستان از او ياد شده اتوٿرادات يا ٿرهاد پارتي است . طبرستان به علت نزديكي با سرزمين و دولت پارت تا انقراض اشكانيان عملاً زير استيلاي دولت اشكاني قرار داشت . در زمان دولت ساساني نيز شاهنشاهي اين ناحيه به ٿرمان يك شاه بود . چنانچه وقتي اردشير بابكان به تخت نشست ، اداره اين قسمت از ايران به دست «گشنسٿ شاه» يا "جسنسٿ شاه" بود .
واژه مازندران كه از نظر جغراٿيايي بخش بزرگي از طبرستان بوده است . در حوالي سده هٿتم هـ.ق جانشين نام طبرستان شد.
سلسه هاي مشهوري كه اغلب همزمان سرزمين مازندران را در دوره اسلامي در اختيار داشتند ، با ذكر شاهان ، اٿراد شاخص و زمان حكومتشان عبارتند از :
1-آل قارن از سال 50 قبل از هجرت تا سال 224 هـ. .ق ، محدوده حكومت اين سلسله اغلب جبال مازندران بود و اٿراد شاخص آن عبارتند از : قارن پسر سوخرا ، ونداد هرمز پسر سوخرا، مازيار پسر قارن .
2-سلسله آل گاوباره از سال 40تا 144 هـ. ق شاهان اين سلسله اغلب در دشت مازندران و گرگان حاكم بودند اٿراد مشهور آن عبارتند از :دابويه پسر گاوباره ، سارويه پسر ٿرخان بزرگ ، اسپهبد خورشيد پسر دازمهر.
3-شعبه ديگري از سلسله آل گاوباره با نام پادوسپانان كه قلمرو حكومتشان غرب مازندران و رويان ، نور ، كجور و لاريجان بود . از سال 40 تا 1002 هـ.ق (عهد شاه عباس كبير صٿوي ، نزديك به يكهزار سال) پادشاهان مشهور اين سلسله پادوسيان اول پسر گاوباره شهريار ابن پادوسيان ، ملك بهمن پسر كيومرث بودند .
4-پادشاهان باوند يا اسپهبدان از 45 تا 397 هـ.ق باونديان به سبب حكومت در جبال مازندران يعني قسمت‌هاي سوادكوه و دودانگه كنوني ساري (ٿريم) ملك جبال خواهنده مي‌شدند.
مشهورترين ملوك اين سلسله (باو) نوه (كيوس) برادر انوشيروان ساساني ، اسپهبد شروين پسر سرخاب شهريار پسر شروين بودند .
5-آل وشمگير يا آل زيار از سال 316 تا 470 هـ.ق ؛ محدوده حكومت اين سلسله شرق مازندران بود و شاهان مشهور آن مرداويج پسر زيار ، قابوس ابن وشمگير شمس المعالي ، گيلانشاه پسر كيكاوس بودند .
6-مرحله دوم حكومت باونديان موسوم به اسپهبدان باوند از 466 تا 606 هـ.ق ؛ اين سلسله بعد از تسلط بر آل زيار سرزمين طبرستان را متصرٿ شد. پادشاهان معروٿ آن اسپهبد حسام الدوله شهريار پسر قارن ، شاه غازي رستم پسر علاءالدوله بودند .
7-باونديه معروٿ به كينخواريه (دوره سوم سلاطين آل باوند) از سال 647 تا 750 هـ.ق ؛ حكام اين سلسله بر نواحي آمل ٿرمانروايي داشتند و شاخص ترين آنها عبارتند از حسام الدوله اردشير ابوالملوك تاج الدوله يزد جرد .
8-نمايندگان خلٿا از سال 144 تا 169 هـ.ق اعراب مداوم و بالاستقلال نتوانستد به سراسر مازندران و طبرستان دست يابند و حكومتشان در مدت 25 سال همواره با تعرضات و جنگ سلاطين محلي مواجه بود. از اين رو ناگزير به ساختن پادگان هاي نظامي در دشت مازندران پرداختند . شاخص ترين اين گروه از نمايندگان خلٿا (ابوالخصيب مرزوق سندي) بود كه ساري به دست او گشوده شد .
9-سادات حسني و حسيني و مرعشيان بر خلاٿ نمايندگان خلٿا كه مي‌خواستند مازندران را به قدرت شمشير خويش بگشايند .
از راه تبليغ دين ومذاهب تشيع توانستند در بين طبقات مردم اين سازمان رسوخي عاطٿي داشته باشند. تا اينكه پس از استقرار پايه هاي قدرت اقدام به خروج كردند و حدود 750 سال در نواحي مختلٿ آمل ، ساري ، و جبال تسلط ياٿتند و ٿرمانروايان دودمان هاي محلي نيز به سبب علايق مذهبي وجود و تظاهر آنها را تحمل مي‌كردند . مشهورترين اين سلسله از سادات مازندران عبارتند از حسن بني زيد (داعي كبير) ،‌ناصر كبير (ناصر الحق) ، مير قوام الدين مرعشي ، سادات مرتضايي در هزار جريب .
10-ديگر سلسله ها : در طول هزاره اول هجري هم زمان با حكومت دودمان هاي متعددي كه از آنها نام برده شد ، دست اندازهاي ديگر هم از سوي ٿرمانروايان نواحي ديگر ايران و خارج از ايران به مازندران به عمل آمد كه اهم آنها عبارتند از :
طاهريان ، صٿاريان ، سامانيان ،‌غزنويان و همچنين تيموريان كه دوران تسلط و جنگ و گريزشان كوتاه بود .
11-از دوره صٿويه به بعد زمان حكومت هاي ملوك الطوايٿي در مازندران به سرآمد و اين سرزمين رسماً تابع حكومت مركزي ايران شد . شاهان صٿوي ، اٿشاري ،‌زندي و قاجاري مازندران را به عنوان ايالتي از ايلات ايران در اختيار داشتند .

اماکن سیاحتی و زیارتی

راه باستانی تنگه بند بریده امل- دریا و دریا-چشمه عمارت بهشهر-مجموعه عباس اباد-خانه نیما یوشیج و خانه کلبادی-موزه بابل -تکیه کرد کلاه جویبار-مسجد جامع ساری و تماشا گه خزر- برج رسکت ساری و برج لاجیم سواد کوه-سقانفار شیاده بابل و قلعه ملک بهمن امل-حمام وزیری ساری و دریاچه ولشت چالوس-تکیه پهن کلاه ساری، امام زاده قاسم بابل وامام زاده ابراهیم  وامام زاده عبد الله وامام زاده قاسم امل امام زاده عباس وامام زاده  یحیی ساری و امام زادهعبدالله نکاه ......-پل محمد حسن خان بابل و پل اجری ازان و خشت پل جویبار و پل شاه عباسی ساری پل ورسک-غار اسپهبد خورشید ساریپناهگاه حیات وحش دشت ناز ساری  و اب انبار میرزا مهدی و نو ساری-قلعه کنگلو سواد کوه و قعله پولاد بلده نور

و .......

حیات وحش استان مازندران

ببر مازندران

وقتی نام ببر در ایران برده می شود بی اختیار هر ایرانی وطن دوستی ببر مازندران را به یاد می آورد. سلطان گربه سانان ایران..ببر ایران امروز به افسانه ها پیوسته است.به روزگارانی نه چندان دور در پهنه ای به وسعت جنگل ها و بیشه زارهای گیلان و مازندران از آستارا تا نواحی ترکمن صحرا ببر ایران قدرت بلامنازع محسوب می شد. عملکرد ناصواب آدمیان در آن وسعت پهناور چنان عرصه را بر این گربه بزرگ ایران زمین تنگ کرد و قلمرو زیستی او را محدود نمود که ناچار به ترک بوته زارها و نیزارها شد(محیط زیست طبیعی و مورد علاقه ببر که توسط انسان ها نابود شد). هیچ از خود سوال کردید چه بلایی بر سر این حیوان زیبا آمده است؟ اگر چندین دهه قبل را مجسم کنید در آن زمان دشت های مازندران را جنگل های دشتی می پوشاند و به سختی می توانستیم آسمان را شاهد باشیم ولی حالا نیزارهای گرگان را خشکانیده ایم و اراضی را به کشتزار تبدیل نمودیم ناآگاهانه تیشه به ریشه زیستگاه زدیم خلاصه اینکه ببری که در زمان زیمان می بایست در این نیزارها زیست نماید تا توله آن از گزند مورچه ها در امان باشد با از بین رفتن این نیزارها نتوانست به حیات خود ادامه بدهد و نسل آن از بین رفت. کوچ اجباری این جانور بزرگ به ارتفاعات جنگلی رقابتی نابرابر در میان او و سایر گوشتخواران جنگل های مرتفع ایجاد کرد چرا که گوشتخواران دیگر به نوع شکار در جنگل های انبوه و مرتفع عادت داشتند و طبیعتاً در سفره مشترک شکار یعنی چرندگان (به ویژه گراز که غذای اصلی ببر بود) نصیب و بهره اصلی آن رقیبان بود. نسل ببر که از زیستگاه اصلی خود به تدریج عقب نشینی کرده بود از سویی به علت شکار بی رویه در معرض خطر بود و از طرف دیگر به دلیل حمله گاه و بی گاه به گاو و گوسفندان روستاییان به دلیل گرسنگی، بغض و کینه صاحبان احشام تلف شده متوجه ببر مازندران می شد آنان با طعمه های سمی موجب هلاکت تعداد اندک باقیمانده از گروه بزرگ ببرها شدند.
این "گربه" بزرگ و زیبای ایرانی بیش از 40 سال است که به احتمال نزدیک به یقین نسلش در ایران منقرض شده است. گرچه هر از چند گاه خبر برخورد با ببردر بیشه های مازندران در بین ساکنان برخی روستاهای آن خطه امیدی را در دلها زنده میکند, افسوس که هیچ رد , اثر یا نشانی که دال بر مستند بودن این خبرها باشد بدست نیامده و متاسفانه این نوع اخبار را میتوان تنها بعنوان خطای دید و یا شایعه تلقی کرد. زنده یاد کریم کشاورز در کتاب تاریخ گیلان وقتی ددان موجود در شمال را برمی شمارد ببر هم جزو آنهاست. و کتاب فوق در سال 1347 شمسی به چاپ رسیده است. یعنی 40 سال پیش هنوز ببر در جنگلهای شمال ایران وجود داشت, و یا اینکه تازه منقرض شده و کسی از این فاجعه محیط زیستی با خبر نبوده. درباره آخرین ببرهای مازندران که دیده شده دو روایت وجود دارد که هر دو غم انگیز است, اولی ببری است که در سال 1332 در بیشه ای نزدیک و مشرف به روستای آق قمیش در ۱۰ کیلومتری شرق کلاله بر سر راه مینو دشت ــ بجنورد، توسط شکارچی حرفه ای به نام سروان احمد هنرور شکار شد. احمد میرزاده, شاعر و نویسنده نوجوانان, در کتابی به نام " ببرها هنوز نعره مى کشند" درباره این ماجرا نوشته است. و دومی در سال 1338 ببری با رنگ حنایی مایل به قرمز با خطوط پهن سیاه‌رنگ در ارتفاعات جنگلی شمال ایران توسط یک شکارچی محلی کشته شد.

 مشخصات ببر ایرانی یا ببر مازندران با نام علمی(Panthera tigris virgata) به این شرح است:

رنگ پشت و پهلوی ببر ایرانی زرد متمایل به نارنجی با نوارهای باریک و قهوه ای می باشد و زیر بدن یعنی شکم و سینه سفید رنگ است. پشت گوش ها سیاه بوده لکه سفیدی در وسطش دیده می شود. از ببر ایران که زیستگاه اصلی اش دامنه شمالی رشته کوه البرز بوده است با نام (( ببر خزر )) یا ((ببر مازندران)) در سفرنامه ها و کتب تاریخی و ادبی یاد شده است. ببر ایرانی شباهت زیادی به پسر عموی بنگالی خود دارد ولی نوارهای قهوه ای دور بدنش یه پهنی نوارهای ببر بنگال نیست ( البته تعداد نوارها در ببر ایرانی بیشتر است) همچنین رنگ پهلو ها در ببر ایرانی تیره تر (قهوه ای تر ) می باشد.
موهای بدن ببر مازندران بخصوص در زمستان رشد زیادی دارد و موهای صورت او مانند ببر سوماترا بلند است. طول بدن ببر مازندران ۱۴۰ تا ۲۸۰ سانتیمتر می باشد و اندازه دم این حیوان بین ۶۰ تا ۹۰ سانتیمتر است.(دو گزارش هم درباره اندازه ببر ایرانی وجود دارد یکی از منطقه لنکران که طول بدن این حیوان را ۲۵۹ و ۵/۲۸۹ سانتیمتر ذکر شده است)
غذای ببر خزر مرال، گوزن، گراز، شوکا، گربه وحشی، خرگوش، پرندگان و خزندگان و در مواقع گرسنگی و عدم دسترسی به شکار طبیعی گاو و گاومیش اهلی بوده است. جفت گیری این جانور احتمالاً در زمستان بوده دوره آبستنی تقریباً ۱۰۵ روز به طول می انجامد و در هربار زایمان دو تا سه و گاهی ۶ بچه به دنیا می آمد. بچه ها در ۴ سالگی بالغ می شوند (طول عمر ببر در اسارت ۳۰ سال می باشد) ببر مازندران هم به مانند سایر گوشتخواران بیشتر هنگام طلوع و غروب آفتاب و شب ها اقدام به شکار می کرد. تصویر زیر مربوط به ببر مازندران در سال 1912 میلادی میباشد. این تصویر توسط سربازان روسی گرفته شده که در بخشهای خراسان و گرگان این ببر را شکار کرده بودند. برخی از کارشناسان این تصویر را متعلق به ببر مازندران نمی دانند و استنباط آنها ظاهر ببر و تفاوتهای تئوریک با ببر مازندران را دلیل قرار میدهند ولی تاکنون مدرکی دال بر رد این تصویر وجود نداشته است. این تصویر در بسیاری از سایتهای روسی دیده میشود و محل شکار را در خراسان شمالی و گاهی نیز در مناطق گرگان ذکر کرده اند.

http://seyyed-ahmad-mirzade.persianblog.ir

پلنگ و یوزپلنگ مازندران

گوزن زرد و گوزن مارال (محلی شوکا)

 در سال 1337، 2رأس از اين جانور به باغ وحش اپل در آلمان منتقل شدند و 6 رأس ديگر در سال 1342به دشت نازساري انتقال يافتند. در نتيجه مراقبت‌هاي انجام شده تعداد گوزن‌ها افزايش يافت و به اين ترتيب گونه‌اي كه بيم نابودي كامل آن مي‌رفت، نجات يافت.
در دو دهه اخير نيز تعدادي گوزن زرد از دشت ناز به جزيره اشك در درياچه اروميه و تعدادي نيز به بيشه‌هايي در خوزستان انتقال داده شده‌اند.

اما به دليل اينكه تمام گوز‌ن‌هاي موجود از نسل 6گوزن منتقل شده به دشت‌ناز هستند، اين نگراني وجود دارد كه اختلالات ژنتيكي در گوزن‌ها پيدا شود. براي حفظ نسل اين جانوران بايد تعدادي گوزن از مناطق طبيعي زنده‌گيري ‌شود تا در كنار گوزن‌هاي پرورش يافته به طرق غيرطبيعي به توليدمثل بپردازند. گوزن زرد ايراني با رنگ زرد متمايل به آجري و خال‌هاي سفيد، پستاندار بسيار زيبايي است كه شاخ آن در پايان هر سال از اوايل اسفند به بعد مي‌افتد و شاخ جديد بلافاصله رشد مي‌كند و در تابستان تكميل مي‌شود.

---------------

گوزن مارال كه بيشتر در مازندران ديده شده، به بزرگي گاو است و بيش از صد كيلوگرم وزن دارد. گوزن زرد نيز از مارال كوچك‌تر است اما جثه گوزن شوكا، تقريبا به اندازه يك ببر نابالغ بوده و حدود 15كيلوگرم وزن دارد.شوكا كه در عمق جنگل‌هاي بلوط ناحيه بوزين مرخيل در منتهي‌اليه شمال استان كرمانشاه زندگي مي‌كند، جانوري مرموز و شب‌گرد است و ويژگي‌هاي خاص او از جمله جثه كوچك، جمعيت كم و شب‌فعالي، آن را در ميان ساير گونه‌هاي گوزن، منحصر‌به‌فرد كرده است.شوكا كه به نام گوزن «مينياتوري» نيز خوانده مي‌شود، از نظر فراواني- در مقايسه با ساير گونه‌هاي گوزن- در تعداد كمتري در ايران ديده شده است.

شوكا بسيار زيباست. رنگ آن قهوه‌اي روشن و در ناحيه زير شكم، روشن‌تر از قسمت‌هاي ديگر است. ماده‌هاي اين گونه شاخ ندارند و نرها، شاخ‌هاي كوچك منشعب دارند. اين گوزن زيبا در هر سال يك نوزاد به دنيا مي‌آورد اما در شرايط آب‌وهوايي مساعد، امكان دوقلوزايي آن نيز وجود دارد. دوره وضع حمل شوكا 5 تا 6ماه است و بچه‌هايش در هنگام تولد، روي بدن خود خال‌هايي دارند كه با رسيدن به بزرگسالي از بين مي‌رود و جاي آن را رنگ قهوه‌اي يك‌دست مي‌گيرد. شوكا حيواني علف‌خوار و نشخواركننده است و مهمترين دشمنان او پس از انسان، حيوانات گوشت‌خوار هستند.  به علت حلال‌بودن گوشت اين گوزن كوچك، شكار غيرمجاز، بزرگ‌ترين خطر براي ادمه حيات شوكا محسوب مي‌شود.

شوكا در عين آسيب‌پذيري، نسبت به اطراف و محيط خود، بسيار هوشيار است و به سرعت متوجه هرگونه خطري مي‌شود، به طوري كه يك جفت شوكا، هنگام خواب به گونه‌اي قرار مي‌گيرند كه پشتشان به هم و رويشان به محيط اطراف باشد. اين حيوان، هنگام خطر صداي خاصي از خود بروز مي‌دهد كه مي‌تواند هم‌جنسانش را از وجود خطر آگاه كند. برآورد دقيقي از تعداد شوكاها در جنگل‌هاي كرمانشاه - كه زيستگاه اصلي اين جانور است - وجود ندارد اما بنا بر آخرين مشاهدات، جمعيت آن از 60 مورد در جنگل‌هاي بلوط بوزين مرخيل، تجاوز نمي‌كند.

خرس مازندران

این خرسها از گونه خرسهای قهوه ای هستند و در دامنه های البرز زندگی می کنند

مشخصات: طول 1.24-2.5 متر وزن 450-816 کیلو گرم

گاو محلی شاخدار

عکسی از گاو محلی (شاخ و کوهانشو داشتی!)

ماهیان استان

خاویار؛ سفید، کفال،کپور، کیلکا، ،

پرندگان استان

 

بزرگان استان

بزرگان واقعی تاریخ

عکس شهید شیرودی و شهید کشوری به نمایندگی از همه شهیدان مازندران

 

امیر پازواری

عارف مازندرانی (736-807ه ق) یا (1209-ه ق1163) صاحب کتاب کنزالاسرار

طالب املی

نیما یوشیج

سيد ظهيرالدين مرعشي ( مورخ)


از دانشمندان و سياستمداران ايراني است كه به سال 815 ه ق در آمل بدنيا آمد. از دانشمندان عصرخويش محسوب شده و كتابي نيز در انساب سادات مرعشيه تاليف كرده است. هم چنين دو اثر عمده به نام هاي تاريخ طبرستان و رويان و مازندران و تاريخ گيلان و ديلميان دارد كه واقع اين دو اثر مكمل يكديگرند و جزء منابع معتبر مربوط به تاريخ سادات مازندران و گيلان محسوب مي شوند.
كتاب تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين مرعشي نخستين بار در سال 1850 ميلادي مطابق1266 ه ق توسط برنهارد داول خاورشناس معروف با يك مقدمه آلماني درچاپخانه سن پطرزبورگ به چاپ رسيد.
اين مورخ برجسته سرانجام به سال 892 ه.ق دارفاني را وداع گفت .

محمدبن جريربن رستم السروي (ساروي) از شاگردان علي بن موسي الرضا ، محمدبن جريربن يزيد طبري الاملي ، شيخ ابوالعباس قصاب آملي عارف ، قاضي هجيم آملي عالم و شاعر ، اسپهبد مرزبان بن رستم بن شهريار بن شروين پريم صاحب كتاب مرزبان نامه به گويش طبري ، استاد علي پيروزه شاعر بارگاه عضدالدوله ديلمي ، ديواره وز ( مسته مرد ) شاعر طبري ، بهاءالدين محمد بن حسن بن اسفنديار كاتب صاحب كتاب تاريخ طبرستان، سيد ظهيرالدين بن سيد نصرالدين مرعشي مولف كتاب تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ، محمدبن علي بن شهرآشوب ساروي از علماي شيعه ، ابوالحسن علي بن سهل بن زبان طبري طبيب معتصم و متوكل خلفاي عباسي كه محمدبن زكرياي رازي نزد او طب آموخت. محمدبن حسن آملي مشهور به اوليا الله صاحب كتاب تاريخ رويان ، اميرپازواري با مجموعه اشعار طبري و كتاب كنزالاسرار ، طالب آملي ملك الشعراي دربار جهانگيرامپراتور هندوستان ، ميرزا محمد تقي نوايي شاعر ، ميرزا علي قلي چلاوي آملي متخلص به اقبال شاعر ، حكيم ملاعلي نوري مازندراني فيلسوف وشاعر ، سيد نعمت الله لاريجاني متخلص به فكرت شاعر ، ميرزا مهدي ساروي متخلص به داوري شاعر ، ميرزا جعفر ارطه اي متخلص به غيبي ، مولانا اسمعيل مازندراني خواجوي صاحب شرح دعا الصباح ، شيخ محمدسعيد العلماء فقيه عالم ، حاج ميرزا حسين بن محمد تقي نوري مولف كتاب البدر المشعشع ، سلامت المرصاد ، طوفان مازندراني (شاعر،عارف و فقيه ) از فرزندان وي شيخ عبدالله حايري و از نوادگان وي دكتر زين العابدين رهنما ، سيد محمد علي معروف به داعي السلام اهل لاريجان اديب و شاعر كه ونديداد را از اوستا به فارسي ترجمه كرد ، ابراهيم خواجه نوري اهل نور صاحب كتابهاي تجديد عظمت ايران ، دكتر پرويز ناتل خان لري اهل نور اديب و شاعر ومترجم ، شيخ زين العابدين ولويي چهاردانگه اي ساروي از علما و فقها ، ابراهيم سعيدالعلماء لاريجاني اهل آمل عالم و فقيه ، عباس شايان صاحب كتابهاي تاريخ و جغرافياي مازندران و رجال مازندران ، محمدتقي صاحب اهل قائمشهر اديب و شاعر ، جواد فاضل اهل آمل عالم و فاضل داراي بيش از هفتاد جلد ترجمه و تاليف از جمله خطبه هاي پيغمبر ( ص) ، زين العابدين فروزش اديب، مرحوم شيخ فضل الله نوري مجتهد و مشروطه مشروعه خواه ، شيخ عبدالله مازندراني مجتهد مشروطه خواه ، دكترمنوچهر ستوده محقق نويسنده و مترجم ، دكترمحمدصادق كيا اديب و دانشمند ، ابوالفضل لساني نويسنده ، حشمت شاعر ، محمديوسف متخلص به حكيم پسر محمدحسين نوري شاعر ، خرم كجوري شاعر ، مهدي داوري ساروي شاعر ، محمدرضا رضايي شاعر ، سيدمحمد طاهري شهاب دانشمند و شاعر ، اسماعيل مهجوري صاحب كتاب تاريخ مازندران، فتح الله صفاري نويسنده كتاب شكوفه هايي از ادب مازندران ، فخرالدين سورتي چي شاعر و محقق ، غلامرضا كبيري شاعر، علي بابا عسكري نويسنده كتاب اشرف البلاد

ابت الله حسن زاده املی، ابت الله جوادی املی

عبدالله موحد

دارنده 6 مدال طلای کشتی جهان و المپیک

امام علی حبیبی

دارنده چهار مدال طلای کشتی جهان و اولین طلای المپیک کشتی

 

بندپی شرقی

بندپی بابل

در جنوب بابل و تقریبا ۲۰ کیلومتری شهر بابل منطقه ی بند پی وجود دارد بندپی که در واقع محلی بین کوه جنگل و دشت است در ایران قبل از اسلام بنا به روایات محلی در حمله ی اعراب یک سنگر قدرتمند برای وطن دوستان بوده است و در واقع قبل از اسلام دارای شهر و قلعه بوده است همانطور که از آثار به جای مانده این چنین بر می آید ازجمله این آثار : صندق سنگ : کتیبه ای که در قسمت کوه لتی بر جای مانده بود تا سال ۱۳۷۰ که با دینامیت منفجر شد و تنها تکه هایی از آن باقی مانده است کیجا بور : در زبان محلی مازندرانی کیجا بور یعنی دختر برو این منطقه نامش به این خاطر (یک افسانه زرتشتیان) است در زمان حمله اعراب سپاه این منطقه در آمل گرد آمده بودند و عده ی کمی حضور داشتند که بین این ها دختری شجاع و دلیر حضور داشته که مقابل دشمن همانند یک شیر زن شمشیر می زد و در هنگامی که از دشمن داشتند شکست می خوردند پدرش به او می گفت کیجا بور {دختر برو فرار کن} ولی دخترش تا آخرین لحضه مبارزه کرد تا نیروی مازندران برسد و وقتی سپاه اعراب او را در گوشه ای از دره محاصره کردند کوه ناگهان باز شد و دختر به داخل آن پناهنده شد و کوه بسته شد از ان تاریخ به بعد این نام به آن منطقه داده شد قلعه تپه ، میر کتی ؛ قلعه و ... از جمله آثار باستانی دیگر این منطقه می باشد.

اماکن سیاحتی و زیارتی بندپی

مقبره حاجی شیخ موسی و امامزاده عبدالله و امامزاده جعفر- مقبره سید نظام الدین - چشمه ابگرم ازرو ...

ککی بخون ککی بخون، مه دل غم بایته             شب و روز مر ماتم بایته

   ککی بخون که سلطونت اسیره                     غریبه و که از دنیا و سیره             تقدیم به هدهد بهاری (ککی ) مازندران

عکس های تاریخی بندپی از کتاب (عکس های تاریخی بابل  گرداورنگان: الهی، شکری فومشی و قلی پور) به دلیل رعایت حق کپی رایت ، ازکیفیت عکسها کاسته شده است.

 

کتاب های مربوطه: بابل شهر بهار نارنج، مفاخر دینی بندپی و عکس های تاریخی بابل

 

 

www.shomalihasalam.blogfa.com

http://www.galiact.blogfa.com/8507.aspx

www.neka12.blogfa.com

 

 

Javad taghizadeh firouzjaee

J.T. Firouzjaee

 جواد تقی زاده فیروزجائی

 

Personal information

Photos

Sharif University of Technology

Home

My studies and Research

Teaching assistant

My interests

contact :

firouzjaee@

physics.sharif.edu

phone number:

021- 66164537